|
قصه اینجوری شروع شد من و چشمات و ترانه تو رو خواستن تا همیشه گریه و اشک شبانه تو میدونی تا همیشه من بیاد تو می مونم هر چی که ترانه دارم واسه ی چشات میخونم واسه ی داشتن دستات لحظه هام پر از بهانه س دیدن صورت ماهت یه خیال عاشقانه س بی تو من هیچی ندارم پیش چشمات کم میارم اگه تو بخوای می میرم جون به دستات می سپارم لحظه هامو با حضورت عاشق و ترانه خون کن با نگاه پاک و معصوم قلب سردمو نشون کن تو مثل آب و نفس باش واسه این عاشق مجنون رو تن این خاک تشنه تو بیار همیشه بارون دوستت دارم......؟؟؟
تهيه شده توسط
على
در تاريخ
شنبه ۲۲ فروردين ۸۸ ساعت ۱۰:۴۳ |
نظرات (15)
|